کار گروهی:(الناز،نازنین،کوثر):
آن شب را یادت هست؟
شب مهتابی را می گویم
همان شبی که صدای ماهی ها
در افق محو گشت!
شبی که در خلوتم با تو،صدای آن ماهی ها را در افق شنیدم
ماهی ها با مادرشان سخن می گفتند سخنی که کلام نداشت
اما صدای آن با امواج دریا مخلوط گشت
آری همان شبی که
صدای موج ها مرا به ناکجا آباد می برد
آن شبی که شب بود و بس
و صدای خاموشی شب گوش های تنم را آزرده می کرد
آری همان شب را می گویم یادت هست؟
آیا خلال های ذهنت هنوز پر است از صدای
نصیحت های ماهی مادر؟
...

ادامه شعر تو ادامه مطالب 
خیلی باحاله حتما همشو بخونین و نظر بدین و بعدشم
(
)
ادامه مطلب...